کد خبر: 3910273
تاریخ انتشار: ۲۳ تير ۱۳۹۹ - ۱۳:۰۵

حجاب و عفاف از دیدگاه قرآن

نگاهی به مبانی «حجاب و عفاف» پاسخ به نیازهای درونی و بازگشت به گرایش‌های فطری جامعه انسانی است و این انتخاب تنها راه رسیدن به کمال و سعادت الهی است.

حجاب و عفاف از دیدگاه قرآنحجاب به معنای پوشانیدن است و اسم چیزی است که پوشانیدن با آن انجام می‌گیرد و هر چیزی که میان دو چیز، جدایی می‌اندازد، حجاب گویند و هر چیزی که مانع از چیز دیگر شود او را حجب کرده است‌ و در کلامی دیگر خداوند منّان می‌فرماید: «وَمِنْ بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ حِجَابٌ» (سوره فصلت/آیه ۵)؛ «میان ما و شما حاجز و فاصله‌ای در نحله و دین وجود دارد، نیز بدین معنا به کار رفته است‌».

شهید مطهری در مورد واژه حجاب با تأکید بر مفهوم پوشش بیان می‌کند: «کلمه حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب». بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‌دهد که پرده وسیله پوشش است‌ و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست، آن پوششی حجاب نامیده می‌شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.

مبانی حجاب در قرآن

حجاب در کلام الله مجید در سوره‌های نور و احزاب به صراحت و وضوح تبیین شده است. در این آیات شریفه حدود حجاب، آثار و کارکرد‌های آن بیان شده است؛ در حقیقت، حجاب زن مسلمان به فتوای همه‌ مراجع معروف تقلید در این زمان یکی از ضروریات دین است»، نکته مهم در بررسی حجاب از نظر دین مبین اسلام، این است که نگرشی مطابق با فطرت و هویت حقیقی زنان است که نه تنها یک بُعدی نبوده، بلکه همه ابعاد و جوانب شخصیت زن مسلمان در بُعد مادی و معنوی را مدّ نظر قرار داده است.

حجاب فیزیکی

این بُعد همان محوری است که مورد توجه اکثر دانشمندان، علما، فقها و روشنفکران بوده است. این بخش از حجاب محسوس‌ترین و ملموس‌ترین بُعد است. در سوره نور و احزاب به این بُعد از حجاب با عنوان «خُمار» و «جلباب» تأکید ویژه شده است.

خمار

در قرآن کریم از دو نوع حجاب و شیوه پوشش زن سخن به میان آورده است: «خمار» و «جلباب»؛ از خمار در سوره نور سخن گفته شده است: «وَلیضرِبنَ بِخُمُرِ هِنَّ عَلی جُیوبِهِنَّ؛ خمار‌های خود را بر گریبان‌های خویش بیفکنید»، (سوره نور/آیه ۳۰)، این قسمت آیه بیانگر کیفیت پوشش است که زن باید آن را بپوشاند. «خمر»، جمع خمار است و در کتب لغت آمده است: «الخمار ثوب تغطی به المرأه أسما» ۳؛ (راغب اصفهانی، ۱۹۹۲ م: ۲۹۸) «خمار لباسی است که زن سر خود را با آن می‌پوشاند».

جلباب

نوع دوم پوشش جلباب است که در سوره احزاب بدان تصریح شده است: «یا أَیهَا النَبی قُل لِأَزواجِکَ و بَناتِکَ وَ نِساءِ المُؤمِنینَ یدُنینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلا بیبهنَّ ذلِکَ أَدنی أَن یعرِفنَ و لایوذَینَ و کان الله غفوراَ رحیماَ؛ ای پیامبر، به زنان و دخترانت و زنان مؤمن بگو: جلباب‌های خود را به هم نزدیک سازند تا با این پوشش بهتر شناخته شوند و از تعرض هوس‌رانان آزار نبینند و خداوند بخشنده و مهربان است»، (سوره احزاب/آیه ۵۹).

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در ذیل آیه شریفه آورده است: «الجلابیب جمع جلباب و هوثوب تشتمل به المرأه فیغطّی جمیع بدن‌ها او الخمار الذی تغطّی به رأس‌ها و وجهها.» ۲ (طباطبایی، ۱۳۹۶ ه. ق، ج ۱۶: ۳۶۱) «جلابیب جمع جلباب است و آن لباسی است که زن آن را در بر می‌کند و همه بدن خود را می‌پوشاند یا مقنعه‌ای است که سر و صورت خود را به آن می‌پوشاند‌».

حجاب در نگاه

بُعد دیگر حجاب از دیدگاه قرآن و روایات در «نگاه» است. این بخش از حجاب بعد از بُعد اول، شناخته‌شده‌ترین بُعد از ابعاد حجاب است و دستور صریح قرآن کریم بر این بُعد از حجاب دلالت دارد؛ که حجاب هم برای زن و هم برای مرد است، هم‌چنان که خداوند در سوره مبارکه نور به مردان و زنان به‌طور جداگانه امر می‌کند که چشم‌های خود را فرو افکنند: «قُل لِلمؤمِنینَ یغُضُّوا مِن اَبصارِهِم» و «قُل لِلمؤمِناتِ یغضُضنَ مِن أَبصارِهنَّ». ۴ (سوره نور آیات ۳۰ و ۳۱) اصطلاح «غضّ بصر» در لغت به معنای فرو افکندن چشم است و نه فروبستن آن.

حجاب در گفتار

تبیین روشن وحی در باب نحوه سخن گفتن زنان مؤمن با مردان، یکی از مهم‌ترین ابعاد حجاب است که در قرآن ذکر شده است که حتی لحن سخن گفتن زنان را در بُعد روانشناسانه مدّنظر قرار داده است. حجاب در گفتار در آیات شریفه قرآن کریم مؤکداً در مورد نحوه گفتار زنان به نامحرم است آنجا که می‌فرماید: «فلا تَخضَعنَ بالقَول فَیطمَعَ اَلَّذی فی قَلِبه مَرَضٌ وَ قُلنَ قَولاً مَعروفاً.» ۳؛ (سوره احزاب، آیه ۳۲) «با خضوع در گفتار سخن نگویید که بیمار دل طمع ورزد، بلکه شایسته و متعارف سخن گویید.» مخاطب نخست آیه شریفه، زنان رسول خدا(ص) هستند و سپس تمام زنان مؤمن.

حجاب در رفتار

مقصود از حجاب در رفتار اعمال و افعالی است که به‌واسطه اعضا و جوارح پدید می‌آیند. آن چه به حجاب در رفتار تعلق می‌گیرد، مجموع چند امر و نهی الهی است:

۱) آشکار ساختن زینت‌های پنهان: خداوند در سوره مبارکه نور می‌فرماید: «و لایضر بنَ بارجِلِهِنَّ لِیعلَمَ ما یخفینَ مِن زینَتِهِنَّ»؛ (سوره نور، آیه ۳۱) «به زنان مؤمن بگو آن گونه بر زمین پای نزنند که خلخال و زینت پنهان پا‌های‌شان معلوم شود»، نهی مذکور در آیه شریفه مرتبط با بحث زینت در حجاب فیزیکی است و از به جلوه درآوردن و اظهار زینت‌های پنهان زنانه سخن می‌گوید. اظهار نمودن بدون ظاهر نمودن، یعنی سهل‌انگاری یا مکر زنانه در جلوه‌گری و خود‌نمایی. خداوند متعال در آیه شریفه از نحوه خاصی از راه رفتن نهی نموده است؛ راه رفتنی که دیگران را به زینت‌های پنهانی زن آگاه می‌کند. شهید مطهری در ذیل آیه شریفه چنین می‌گوید: «زنان عرب معمولاً خلخال به پا می‌کردند و برای آن که بفهمانند خلخال قیمتی به پا دارند، پای خود را محکم بر زمین می‌کوفتند. از این دستور می‌توان فهمید که آنچه موجب جلب توجه مردان می‌گردد؛ مانند استعمال عطر‌های تند و زننده و هم چنین آرایش‌های جالب نظر در چهره ممنوع است و به طور کلی زن در معاشرت نباید کاری بکند که موجب تحریک و تهییج و جلب توجه مردان نامحرم گردد.»

۲) استعمال عطر: از جمله مواردی که به شدت از آن نهی شده است، این است که زن به هنگام خروج از خانه خود را معطر سازد، به طوری که بوی عطر وی به مشام نامحرم برسد. حضرت پیامبر (ص) می‌فرمایند: «هر زنی که به خود عطر بزند و از خانه اش خارج شود تا وقتی که به خانه اش برگردد لعنت و نفرین می‌شود [تا]هر وقت که برگردد.» (شعبه الحرانی ۱۳۶۳: ۴۲) آن چه مسلم است، این است که عطر زدن برای خانم‌ها نه تنها اشکالی ندارد بلکه استحباب نیز دارد، به خصوص که برای همسر باشد. آن چه که از آن نهی شده این است که زن موقع بیرون رفتن از منزل و یا موقعی که با نامحرم در تماس است، طوری عطر بزند که بوی آن به مشام نامحرم برسد و ایجاد مفسده کند.» ۲ (همان، ص ۱۷۸)

۳) آرام گرفتن در خانه و پرهیز از تبّرج جاهلی: در آیه شریفه ۳۳ سوره احزاب به زنان پیامبر (ص) علاوه بر تقوا، امر می‌شود که در خانه‌های خود آرام و قرار گیرند و هم، چون جاهلیت نخستین در میان جمعیت ظاهر نشوند.» ۳ (سوره احزاب، آیه ۳۳) «کلمه «قَرن» امر از ماده قرء است که به معنای پا برجا شدن است و ممکن است از ماده قازیقار به معنای اجتماع و کنایه از ثابت ماندن در خانه‌ها باشد.» ۴ (طباطبایی، ۱۳۹۶ هـ. ق: ۴۸۳) و کلمه‌ی «برج» یعنی آشکار شدن.

حجاب در قلب

خداوند متعال در برتری تقوای دل در امر حجاب در سوره احزاب، آیه ۵۳ می‌فرمایند: «و اذا سألتموهنّ متاعا فاسئلِ وهُنَّ مِن وَرَاء حجابٍ ذلکُم اَطهَرُ لِقُلُوبِکم و قُلوِبِهنّ» (سوره احزاب، آیه ۵۳)؛ «هنگامی که از همسران پیامبر(ص) چیزی خواستید از پشت حجاب و پرده از ایشان بخواهید که این کارتان برای دل‌های شما و دل‌های ایشان پاکیزه‌تر است.»

یکی از راحت‌ترین و مهم‌ترین راه‌ها برای حفظ دل، حفظ نگاه از نامحرم است؛ به قول شاعر: ز دست دیده و دل هردو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد/ بسازم خنجری نیشش زفولاد زنم بردیده تا دل گردد آزاد

در دنیایی که در تبلیغات رنگارنگ خویش که فرهنگ برهنگی و سقوط اخلاقی و ارزش‌های انسانی نماد برتری و پیشرفت و توسعه! را جلوه گر ساخته است، دین مبین اسلام با فرهنگ پوشش و توجه به هویت انسانی، معنویت و جاذبه روحی و آرامش را در جامعه نمایان گر ساخته است. زیرا قاموس الهی بر اساس فطرت، هویت، توانایی و جاذبه‌های فیزیکی زن و مرد نازل شده است، که اگر جوامع انسانی اگر تنها به فطرت و دستورات الهی عمل کنند به جایگاه و هویت اصلی خود دست پیدا می‌کنند و جامعه با امنیت و مصونیت می‌تواند راه خویش را طی کند.

نتیجه‌گیری

فرامین الهی از جمله حجاب هم از مرحله صحت تا مرحله قبول، دارای درجات و مراتبی است که حداقل آن، شرط تمامیت است که در «حجاب خمار» جلوه گر می‌شود و حد کمال آن در جامعیت ابعاد پنج گانه حجاب قرآنی «جلباب» به تجلی می‌آید. پوشش بدن به جز وجه کفّین و مهار کردن جاذبه‌های جنسی زنانه معیار حجاب الهی و قرآنی است که اگر در پوشش چند قطعه‌ای خمار و به تناسب فرهنگ و تمدن هر ملتی عینیت یابد، نمره صحت عمل را در منظر آیات شریفه به دست آورده است و اگر ابعاد قلبی، گفتاری و رفتاری و بُعد نگاه را نیز در پوشش یکسره جلباب تجلی بخشد، نمره کمال و برتری الهی را کسب نموده است. این امر نشان دهنده این است که در دین مبین اسلام با طرح و تأکید حجاب به تمام جوانب شخصیت زن و مرد در اجتماع توجه کرده است و با توجه به آن حجاب را به صورتی متعادل و متناسب مطرح نموده است تا جامعه‌ای سالم و به دور از فساد داشته باشیم تا انسان‌ها بتوانند در کمال مصونیت و امنیت به کارکرد‌ها و نقش‌های خویش بپردازند و سیر کمال و سعادت را با پیروی از دستورات و مبانی دینی درجامعه بشری با لطافت معنوی و کمال حقیقی تجربه کنند.

فهرست منابع و مآخذ

قرآن کریم، ترجمه مهدی الهی قمشه ای، تهران:گلبان، ۱۳۸۰.
منابع عربی
۱ -ابن منظور، ابی الفضل جمال الدین. لسان العرب. بیروت: دارصادر. ۲۰۰۰ م، چ ۴.
۲ -زمخشری، ابوالقاسم محمد بن عمر. تفسیر کشاف. قم: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۵۲، ج ۳.
۳-راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بن محمد بن مفضل. مفردات الفاظ القرآن. بیروت: دارالشامیه. ۱۹۹۲ م.
۴ -طباطبایی، محمد حسین. المیزان فی تفسیر القرآن. تهران: دارالکتب الاسلامیه. ۱۳۹۸ ق، ج ۱۶.
۵ -طباطبایی یزدی، محمد کاظم. عروة الوثقی. قم. کراوری. ۱۳۷۳.
منابع فارسی
۱ -الحرانی، حسین بن شعبه، تحف العقول، تصحیح علی اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین ۱۳۶۳.
۲-بابایی، احمد علی. برگزیده تفسیر نمونه. تهران: دارالکتب الاسلامیه، چ ۹، ۱۳۸۰، ج ۳.
۳-بیرقی اکبری، محمد رضا. تحلیلی نو و عملی از حجاب در عصر حاضر. اصفهان: پیام عزت، ۱۳۷۷.
۴ -شجاعی، محمد. درو صدف. قم: محیی، چ ۵، ۱۳۸۵.
۵ -عمید، حسن. فرهنگ عمید. تهران: امیر کبیر، ۱۳۶۷.

تهیه و تنظیم مطالب: ابراهیم عزیززاده، سردبیر ایکنای اردبیل

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
captcha